تبليغاتX
سلام بر هنر درود بر هنرمند

پنجشنبه 1 اردیبهشت1390

اول دفتر به نام ایزد دانا

 

نوشته شده توسط مهدی در 11:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 24 اردیبهشت1391

فاطمه (س) - شاعر مرحوم محمد رضا آقاسی

با زکنم راز سه مظلومه را

فاطمه و زینب و معصومه را

فاطمه زن بود ولی نور بود

جلوه حق بود که مستور بود

آی فرستاده ی ما شاد باش

شاکر منظومه ی ایجاد باش

ما به تو آیینه عطا کرده ایم

کوثر تسکینه عطا کرده ایم

کوثر تو مایه تسکین توست

بعد تو او قائمه ی دین توست

خلق چو پرسند زتو کیست او

فاش بگو کوثر جاریست او

هر كه دم از آل علی میزند

باده به جام ازلی میزند

جزبه ساقی چو به میخانه زد

قرعه به نام من دیوانه زد

صبر و بلا را به هم آمیختند

در عطش ساغر ما ریختند

جرعه اول كه زدم سوختم

آتش وخون از جگر افروختم

سینه من سوخته سینه ایست

شعله خاكستر آینه ایست

سینه زهرا تب توحید داشت

كان شرف شیره خورشید داشت

شیر نبود آنچه در این سینه بود

شربتی از كوثر آینه بود

فاطمه آینه حیدر نماست

فاش بگو فاطمه شیر خداست

آینه در آینه تكثیر شد

آینه خندید و جهانگیر شد

فاطمه خود كیست نمود علی

كیست علی فاطمه منجلی

فاطمه ای مذهب و آیین من

آینه روشنی دین من

فاطمه ای سیده كائنات

چشم دو عالم ز رخت گشته مات

خلق ز وجدت به وجود آمدست

بر در مجدت به سجود آمدست

فاطمه ای مادر آزادگی

ای تو صمیمانه ترین سادگی

فاطمه ای نقش نگین خدا

آب حیات دل و دین خدا

همسر و همتای علی جز تو نیست

منشع نور ازلی جز تو نیست

نوشته شده توسط مهدی در 9:11 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 7 اردیبهشت1391

درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد :

در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد! و اینک؛ سی و هفت درد و عیب اساسی اجتماعی ما که هیچوقت درمان نشد!

1. اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2. اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4. به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

  5. بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.

 
6. در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

 
7. کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

 
8. غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

 
9. بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.

 
10. از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

 
11. عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.

 
12. دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.

 
13. همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

 
14. غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!

 
15. زمانی که ما مشغول کیمیاگری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.

 
16. زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.

 
17. هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.

 
18. غربیها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار میدهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.

 
19. مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.

 
20. غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.

 
21. در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

 
22. فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.

 
23. برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن آخر کار استخاره می کنیم.

 
24. همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

 
25. به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.

 
26. چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

 
27. به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.

 
28. وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.

 
29. در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند.

 
30. اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.

 
31. اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.

 
32. تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

 
33. غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

 
34. اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.

 
35. وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

 
36. قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.

 
37. شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.


نوشته شده توسط مهدی در 11:24 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 7 اردیبهشت1391

دهقـان فـداکـار

دهقـان فـداکـار
و داستان خاطره انگیز آن درس قدیمی


مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب


غروب یکی از روزهای سرد پاییز بود. خورشید در پشت کوه های پربرف یکی از روستاهای آذربایجان فرو رفته بود. کار روزانه ی دهقانان پایان یافته بود. ریزعلی هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز می گشت. در آن شب سرد و تاریک، نور لرزان فانوس کوچکی راه او را روشن می کرد. دهی که ریزعلی در آن زندگی می کرد نزدیک راه آهن بود. ریزعلی هر شب از کنار راه آهن می گذشت تا به خانه اش برسد. آن شب، ناگهان صدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگ های بسیاری از کوه فرو ریخت و راه آهن را مسدود کرد. ریزعلی می دانست که، تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آن جا خواهد رسید. با خود اندیشید که اگر قطار با توده های سنگ برخورد کند واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شد. نمی دانست در آن بیابان دور افتاده چگونه راننده ی قطار را از خطر آگاه کند. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد.

ریزعلی روزهایی را که به تماشای قطار می رفت به یاد آورد. صورت خندان مسافران را به یاد آورد که از درون قطار برای او دست تکان می دادند. از اندیشه ی حادثه ی خطرناکی که در پیش بود قلبش سخت به تپش افتاد. در جست و جوی چاره ای بود تا بتواند جان مسافران را نجات بدهد. ناگهان، چاره ای به خاطرش رسید. با وجود سوز و سرمای شدید، به سرعت لباسهای خود را از تن درآورد و بر چوبدست خود بست. نفت فانوس را بر لباسها ریخت و آن را آتش زد. ریزعلی در حالی که مشعل را بالا نگاه داشته بود، به طرف قطار شروع به دویدن کرد. راننده قطار از دیدن آتش دانست که خطری در پیش است. ترمز را کشید. قطار پس از تکانهای شدید، از حرکت باز ایستاد. راننده و مسافران سراسیمه از قطار بیرون ریختند. از دیدن ریزش کوه و مشعل ریزعلی، که با بدن برهنه در آنجا ایستاده بود، دانستند که فداکاری این مرد آنها را از چه خطر بزرگی نجات داده است.

"ریزعلی خواجوی" نام‌آشنای همه ایرانیان است. داستان فداكاری وی در كتاب‌های سال سوم دبستان سال‌هاست که ‌منتشر می‌شود. فداكاری كه در یك شب سرد سال 1341 جان صدها نفر را نجات داد و به رغم كتك خوردن آن شب، از این ماجرا به عنوان بهترین خاطره زندگیش یاد می‌كند.

ریزعلی که در سال 1309 در روستای "قالاچق" از توابع شهرستان "میانه" به دنیا آمده به شرح ماجرای شبی می‌پردازد که جان مسافران قطار تبریز به تهران را نجات داد؛ آن هم بر روی ریل‌های آهنی و بر فراز درّه‌ای 40 متری که اگر ریزعلی نبود و قطار از راه می‌رسید، شاید قطعه‌های کوچک و بزرگ آن غول آهنی و مسافرانش را باید در میان امواج خروشان رودخانه سرد پایین ریل پیدا می‌کردند.



مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب


ریزعلی می‌گوید: این واقعه به حدود 50 سال پیش و زمانی که حدود 31 الی 32 ساله بودم و یک فرزند داشتم بازمی‌گردد؛ یادم می‌آید اواخر پاییز بود که یک شب باجناقم میهمان من شده بود؛ ساعت 8 شب یکباره از زیر کرسی بلند شد و گفت که "الان یادم افتاد که فردا دوستانم برای فروش گوسفندان خود به تهران می‌روند و من هم باید بروم" و از من خواست که او را به ایستگاه قطار در حدود 7 کیلومتری منزلمان برسانم.

هرچه به او اصرار کردم که "هوا سرد و بارانی است، امشب را بمان"، قبول نکرد که در نهایت با یک فانوس و تفنگ شکاری به راه افتادیم و او را به ایستگاه رساندم. در راه برگشت به خانه دیدم که فاصله میان دو تونل بر روی خط آهن به خاطر ریزش کوه مسدود شده است و یادم آمد که قطار تا چند دقیقه دیگر از ایستگاه به سمت پایین راه می‌افتد، آن هم قطاری که پُر از مسافر است.

پیرمرد اینطور سر رشته صحبت‌هایش ادامه می‌دهد: با خودم گفتم "هر چه بادا باد"؛ راه افتادم به سمت ایستگاه، اما حدود دو کیلومتر که مانده بود متوجه شدم که قطار از ایستگاه حرکت کرده و چون وزش باد فانوسم را خاموش کرده بود، چاره‌ای ندیدم جز اینکه کُتم را درآوردم و بر سر چوب بستم و نفت فانوس را بر روی آن ریختم و با کبریتی که همراه داشتم، آن را آتش زدم و دوان دوان بر روی ریل قطار به راننده علامت دادم.





وقتی دیدم که راننده متوجه نمی‌شود، با تفنگ شکاری یکی دو گلوله شلیک کردم که راننده متوجه شد و وقتی قطار کم‌کم توقف کرد، همه مأموران و مسافران از آن بیرون ریختند و اول فکر می‌کردند که من قصد سوار شدن به قطار را داشته‌ام! به همین خاطر، آنقدر کتکم زدند که له و لورده شدم! ریزعلی حال و هوای مسافران را هم از یاد نمی‌برد و می‌گوید: وقتی به آنها گفتم که چه اتفاقی افتاده و صحنه را نشانشان دادم، آن وقت بود که متوجه شدند، جان حدود 1000 نفر نجات پیدا کرده است و آنقدر به شعف آمده بودند که بازرس قطار همان شب، تمام جیب‌هایش را گشت و 50 تومان به من انعام داد.



مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب


داماد ریزعلی میانه سخن پدر خانمش را پی می‌گیرد و بیان می‌کند: الان برخی از مأموران قطار که هنوز زنده‌اند و بازنشسته شده‌اند، وقتی خاطره آن شب و صحنه آن درّه را تعریف می‌کنند، از شدت هیجان به گریه می‌افتند.

ریزعلی ادامه می‌دهد: چون لباس‌هایم درآورده و لُخت شده بودم و عرق‌ریزان بر روی ریل دویده بودم، آن شب سرما خوردم و تمام بدنم عفونت کرد و 15 روز در یکی از درمانگاه‌های میانه تحت درمان بودم و بعد از آن بود که برای ادامه درمان به تبریز رفتم، اما هزینه درمانم آنقدر بالا بود که حتی گوسفندانم را فروختم و خلاصه در آن دو سه ماه درمان، تمام دارایی‌ام را خرج کردم. یک سال پس از حادثه، داستان آن شب وارد کتاب‌های درسی بچه‌ها شد، اما تا سال 69 یا 70 هیچکس جز اهالی روستایمان نمی‌دانست که دهقان فداکار منم؛ تا اینکه وقتی به خاطر بیماری در یکی از بیمارستان‌های تبریز بستری شده بودم، به طور اتفاقی و البته بعد از تحقیقات، من را شناختند.


مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب


برگرفته از:
http://2fblog.mihanblog.com/
نوشته شده توسط مهدی در 11:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 4 اردیبهشت1391

یا زهرا(س)

      

نوشته شده توسط مهدی در 8:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 31 فروردین1391

ایران تو چیا اوله


با این امید که با تلاش و کوشش و اعتماد به نفس و علاقه به حفظ داشته های مثبت ملی میزان موارد مثبت را روز به روز بیشتر و موارد منفی را هر روز کمتر نمائیم و ایران را بگونه ای بسازیم که سربلندی نسل های آینده را موجب شود.

1. بیشترین تولید پسته

2.
بیشترین تولید خاویار

3.
بیشترین تولید خانواده توت

4. بیشترین تولید زعفران
(80% کل تولید جهانی)

5. بیشترین تولید زرشک

6. بیشترین تولید میوه آلویی
(از قبیل شفت و گیلاس و غیره)

7. بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین (70.7 درجه سانتیگرد در کویر لوت)

8. بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، میزان بارش برف 8 متر در 5 روز)

9. بزرگترین واردکننده گندم

10.
بیشترین فرار مغزها

11. بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها
(1.23 زن در مقابل هر مرد)

12. بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه 260 میلی سیورت در رامسر (مقایسه= یک عکس رادیوگرام سینه 0.05 میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل 25 میلی سیورت)

13. بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)

14. دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)

15. بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف كوكایین را دارد)

16. بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ (تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)

17. کهن ترین کشور دنیا (تاسیس شده در 3200 سال قبل از میلاد مسیح)

18. میزبان بزرگترین جمعیت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغانی)

19. بزرگترین تولید کننده فیروزه

20.
بزرگترین منابع روی در جهان

21. بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت
(75% کل تولید جهانی)

22. بیشترین مصرف کننده نوشابه در جهان (سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است در حالیکه در مقایسه با آمار دیگر کشورهای جهان، سرانه مصرف بطور متوسط ۱۰ لیتر است)

23. بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه 236 میلیارد دلار)

24. بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)

25. بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)

26. بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان (با میزان تولید کنونی ایران معادل 89 سال ذخایر نفتی دارد)

27. بیشترین اکتشافات نفت و گاز در جهان (در شرایط فعلی با حفر هر پنج حلقه چاه اکتشافی، چهار حلقه چاه به کشف ذخایر نفت و گاز می رسد بطوریکه از ابتدای سال 2000 میلادی تاکنون ایران بیشترین اکتشافات نفت و گاز جهان را داشته است)

28. بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادمه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکزیکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز)

29. بالاترین آلودگی دی اکسید گوگرد در هوای شهری

30. قدیمی ترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال
(قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم میکند)

31. بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان (جواهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)

32. کهن ترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جمعیت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمعیت تحت یک دولت در تاریخ هم هست)

33. بیشترین تعداد تلفات در جنگ شیمیایی (100000 کشته و 100000 زخمی در جنگ با صدام، ایران همچنین دومین رتبه تلفات تاریخ را بر اثر سلاح های کشتار دست جمعی بعد از ژاپن دارد)

34. بیشترین تعداد و تناسب مذهب شیعه در جهان (89% جمعیت ایران)

35. بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی

36.
بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز

37.
بیشترین عمل زیبایی انجام شده در جهان

38.
بیشترین آمار طلاق در جهان

39.
بزرگترین مصرف کننده دارو در جهان

40.
بیشترین مصرف کننده محصولات ساخت چین

41. بزرگترین تجزیه تاریخ، در مدت ۱۹۶ سال گذشته ۳.۵ میلیون کیلومتر از خاک ایران تجزیه گردیده !

برگرفته از:http://2fblog.mihanblog.com/post/2187

نوشته شده توسط مهدی در 19:53 |  لینک ثابت   • 

جمعه 25 فروردین1391

برای حضرت زهرا(س)

 

كاش مي شد بنويسند مرا سينه زنت
كاش مي شد بنويسند به نام حسنت

كاش در اول پرونده ي دنيائيمان
بنويسند غلام پسر بي كفنت
...

كاش مي شد كه مرا دست كرامات شما
بنويسد اسير غم و درد و محنت

غزل مرثيه ي روضه ي ما هستي تو
من همان شمع برافروخته ي انجمنت
**
راستي مادر مظلومه ي غربت زده ام
در سوالم . جرم تو چيست ؟ چرا هي زدنت ؟

از هجوم در و ديوار و دستي سنگين
درد مي كرد نگفتي ....همه جاي بدنت

پيرهن بافته اي بهر حسين اما حيف
 زينبت گفت كه غارت شده است پيرهنت
یاسر مسافر
نوشته شده توسط مهدی در 8:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 24 فروردین1391

بهار بهار

 
 
بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی


وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه

بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو اورد از تو کوچه تو خونه

حیاط ما یه غربیل، باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه منتظر یه مهمون

بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود

آخ که چه زود قلک عیدیهامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهارٌ دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف که از حرفهای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود


شاعر: محمدعلی بهمنی
 
برگرفته از:http://smmp.blogfa.com/
نوشته شده توسط مهدی در 7:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 20 فروردین1391

نکات عجیب ولی واقعی در دنیا

  ۱-به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می ترسند تا از مرگ.
۲- حلزون می تواند سه سال بخوابد.
۳- اگر جمعیت چین در یک صف مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ وقت تمام نخواهد شد.
۴- خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال ۱۹۸۷ توانست ۴۰ هزار دلار صرفه جویی کند.
۵- ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳ هزار مترمربع پیتزا می خورند.

۶- چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
۷- پروانه ها با پاهایشان می چشند.
۸- گربه ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند. در حالیکه سگ ها کمتر از ده صدا.
۹- تعداد چینی هایی که انگلیسی بلدند; از تعداد آمریکایی هایی که انگلیسی بلدند! بیشتر است.
۱۰- فیل ها تنها حیواناتی هستند که نمی توانند بپرند.
۱۱- هربار که یک تمبر را زبان می زنید، ۱/۱۰ کالری انرژی مصرف می کنید.
۱۲- تمام خرس های قطبی، چپ دست هستند.
۱۳- اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می شود.
۱۴- اگر بصورت مداوم ۸ سال و ۷ ماه و ۶ روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده اید.
۱۵- کوتاهترین جنگ در تاریخ ۱۸۹۶ بین نازی ها و انگلستان رخ داد که ۳۸ دقیقه طول کشید.
۱۶- هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از ۹ بار تا کرد.
۱۷- چشم های ما از بدو تولد همین اندازه بوده اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ وقت نمی تواند متوقف شود.
۱۸- در هرم خئوپوس در مصر که ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد ساخته شده است. به اندازه ای سنگ بکار رفته که می توان با آن دیواری آجری به ارتفاع ۵۰ سانتی متر دور دنیا ساخت.
۱۹- .I am کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی است.
۲۰- اگر تمام رگ های خونی را دریک خط بگذاریم، تقریبا ۹۷ هزار کیلومتر می شود

نوشته شده توسط مهدی در 19:46 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 18 اسفند1390

دو فیلم در زمستان 1390

۱- همه روزها همه زمینها

همه روزها عاشوراست یعنی اینکه همیشه آماده و مصمم برای دفاع از دین و حق باشیم.همه زمینها کربلاست یعنی اینکه این آمادگی فقط برای قسمتی خاص از زمین نیست بلکه در هر جایی که دشمن داخلش بشه و حق رو پایمال کنه و ظلم رو استوار ، باید قیام کرد .

جمعی به همت ،هنر را به کار گرفته اند تا از این طریق پیام رسان کل یوم عاشورا کل یوم کربلا باشند.

همه روزها همه زمینها عنوان فیلم داستانی است با موضوع تاثیر فرهنگ عاشورا  تولید شد.

کارگردان : سید جلال دهقان اشکذری

دستیار کارگردان: سعید زارعیان

تصویر بردار:احسان دادرس
صدابردار:علی عبدالحسینی

از بازیگران این مجموعه می توان به مرتضی نسیم سبحان،مهدی قانع ، علی دهقانپور ،علی جاور، محمد رضا امیر خانی ، اصغر باروتکوب زاده و محمد ارکان نام برد.

۲- غفلت

داستان فيلم در يك پادگان نظامي اتفاق مي افتد كه محسن يكي از مربيان نظامي به دليل عدم رعايت موارد حفاظتي و بردن و مواد منفجره واقعي به داخل كلاس درس فاجعه اي را رقم مي زند كه باعث دردسراو مي شود و داستان ادامه مي يابد ....... 

داستاني غفلت به تهيه كنندگي محمود شادكام و كارگرداني ابوالفضل دهقاني زاده به سفارش سپاه الغدير يزد و مشاركت شركت صوتي و تصويري سروش يزد به مدت 30دقيقه تهيه و توليد شد .

ديگر عوامل عبارتند از :

تصوير بردار : سيد علي نادري ، صدابردار: حميد خرداد مهر ، دستياران : عليرضا مختاري،حميد زیباكلام ،محمد حاجي آبادي ،اميررضا راستجو و محمد يزدانيان ، نويسنده : سيدعليرضا حسيني ،

 مهدي قانع ، رضا کمالی ، حميد رضا نيازي ، کاظم مشهدی بافان ، احمد شاكري ومحمد رضا امیر خانی نقش آفريني اين فيلم داستاني را بر عهده دارشتند .

alt   

alt
نوشته شده توسط مهدی در 21:49 |  لینک ثابت   •